ساکت و سرد است این سرسرا اینک
و تو را خواند
از این پستوی پست آفرینش
بر فراز بامهای خفته در خاموشی مطلق
از کنار جادههایی فرسوده و تنها
در انتظار گذار رهگذاری پیر
در آغوش باغهایی بیبرگ و خزان دیده
شاید خوابگاه ستارهها همین خاک است
شاید...
کیوان را آزاد کنید...
تمام دانشجویان در بند را آزاد کنید.
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 9:5  توسط دانشجو
|
